قهرمان ميرزا عين السلطنه

1526

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چوب خوردن جهانشاه خان در سفر بيست و پنج سال قبل حضرت و الا در اين نقطه جهانشاه خان را چوب مفصلى زده اسب « آقاجاقوزى » نامى را از او گرفت و آن اسب بيست سال متجاوز عمر كرد . بعد از خوردن آن چوب روزبه‌روز ترقى كرده تا حال كه به اين‌جا رسيده است . از آنجا تا كرسف تمام سرازير است . يك ساعت و نيم به غروب مانده رسيديم . اجزاء امير و رعايا جلوى ده و عمارت صف كشيده قربانى كردند . در عمارت مخصوص كه مال آصف ديوان بود منزل دادند . بلافاصله خود امير آمد ، خيلى مؤدب خوش‌صحبت ، از همه‌جا آگاه . تا غروب نشست . بعد عذر خواست كه عادت دارم اول شب شام مىخورم و صبح هم ناهار . احتساب الملك رضا قلى خان پسر امجد الدوله مرحوم كه مدتى شهر بود حالا آنجا آمده بود ماند . ثقة السلطان هم كه بود . صارم السلطان و مجيد السلطنه پسرهايش بودند . احتساب الملك گوشت‌تلخ هم كه مدتى است براى حمل جنس پارسال خمسه به زنجان آمده بود و حالا مأموريتى پيدا كرده كه رسيدگى كند [ به ] دهات سردار اكرم كه حالا ملك سپهسالار است در خاك افشار واقع است محصول آن را پارسال و امسال كى برده ، اگر نزد جهانشاه خان است بگيرد اگر نزد رعاياست معلوم كند ، اينجا بود . اين دهات را عبد الله خان سردار اكرم همدانى خريده بود . جهانشاه خان نگذاشت تصاحب كند . دو مرتبه هم جمعيت از طرفين جمع شده سردار شكست خورد . حالا توريه كرده به سپهسالار و به سى و پنج هزار تومان قباله داده‌اند ، در صورتىكه ده خروار نمىبرند و آنقدر قيمت ندارد . اين قباله به اين مبلغ براى اين نوشته شد كه اگر امير بخواهد بخرد صرفه برده باشند . احتساب الملك معلوم كرده امير نبرده . مختصر محصولى است آن هم نزد رعيت . هواى كرسف از سجاس و قيدار گرمتر است . تابستان هم بسيار بد هواست . آبش هم خوب نيست . كرسف پنجشنبه سيم رجب المرجب - امروز از كرسف حركت كرديم . عمل سجاسيها به هفتصد تومان گذشت . تمام مبلغ را بعلاوه يكصد تومان و يك اسب امير به من تعارف